بیگانه: آلبر کامو
گویی مورسو موجودی است که برای انجام این امور برنامه ریزی شده و نیازی به احساسات انسانی ندارد و قواعد و هنجار های اجتماعی مانند هم دردی با دیگران یا عزاداری برای عزیزان و… برای او مسئلهای ناشناخته است. کامو با هنرمندی تمام تصویری از زندگی با دیدگاهی پوچ گرایانه به مخاطب نشان می دهد و در نهایت این مخاطب است که تصمیم میگیرد چه برداشتی از داستان داشته باشد. با مورسو هم صدا شود و از پوچی زندگی گلایه کند یا برعکس معتقد شود که زندگی غیر از آن چیزی است که مورسو نشان میدهد و اثر بیگانه را انگیزه ای برای یافتن معنای زندگی بداند.
